|
|
|
|
|
یا ابالحسن یا علی بن موسی ایها الرضا یابن رسول الله یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عند الله شهادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بر حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه شیعیان و رهپویان حق و حقیقت تسلیت باد
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 0:28 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
تو حل مشكل مايي خدا كند كه بيايي |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 14:54 توسط وحيد
|
|
||
|
|
|
|
|
یا صاحبالزمان! میگویند درد انتظار مثل درد دندان است که تا به سر نیامده به عمق جان اثر میکند. ولی ای کاش درد انتظارت مثل هزاران درد دندان بود. درد فراقت بند بند وجودم را میگدازد. نمیدانم چه وقت این سوز هجران به سر خواهد آمد و آن لحظهی باور نکردنی برایم به وقوع خواهد پیوست. یا صاحبالزمان! تا کی در آسمان به پرنده خیره شوم؟ تا کی در پیادهروی نگرانی انتظار قدم زنم؟ تا کی گلهای سرخ را به یادت بر پردهها سنجاق کنم؟ و تا کی شبهای جمعه به یادت بخوانم سلامٌ علی آل یاسین؟ چشم به راهم و در انتظارت، تا با دلی سوخته از فراقت در نیمهی شعبان برای خدمتگزاریت کمر همّت بندم. تا یار که را خواهد و میلش به که افتد.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 0:10 توسط وحيد
|
|
||
|
|
|
|
|
بِنَسي اَنتَ مِن مُغَيَّبٍ لَم يَخلُ مِنّا
هرچند ز ديده ها نهاني خالي زتو نيست خانه ي دل اميد ما همه بر دستهاي توست |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 0:4 توسط وحيد
|
|
||
|
|
|
|
|
چه باید کرد با آتش دل ، وقتی که شعله می کشد ؟! ... شکایت به کجا باید برد ؟ ...خیلی بد است وقتی که بغض های عالم راه گلویت را ببندد ! ...گلایه ها را برای که باید نوشت ؟ ! ...چه باید کرد وقتی که همه ی درها را بروی خود بسته می بینی ؟ ...به کجا پناه می بری وقتی که پناهگاهی برای خود نمی یابی ؟ !...چگونه می توان از این زندگی نفرین شده رها شد ؟ ...همچون مادر ، در فراق فرزند مویه کنان تا کی ؟ ...خویشتنداری از کف رفته ... به خاضعانه ترین وضع در حسرت دیدارم همچنان ...طاقتم طاق شده و ترس از جنونم می رود ...چگونه بی یار بودن را تحمل باید کرد در حالی که خالی نیست هر لحظه از انتظار ؟ ...فکر نمی کنم رسم باشد در این دیار عاشق کشی و شاید روزگار برایم وصال بخواهد و به این امید نفسها می آیند و می روند همچنان ... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 1:11 توسط محمدعلي
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان
اخيرا وبلاگي با نام احتجاجات و با هدف ايجاد محيطي براي مناظرهي افراد با آراء مختلف شروع به فعاليت كرده و نويسنده ميپذيرد.نويسندگان ميتونن از هر كدام از فرقههاس شيعه و سني،وهابيت و سلفيون،مسيحيت و يهود،اهل حق و بهائي و ... باشند. براي ديدن وبلاگ مذكور اينجا را كليك كنيد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 7:55 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام دوستان
آيا تا حالا شنيديد يا ديديد كه كساني در يك زمان و با هم به طرف دو قبله نماز بخونند!!!فكر ميكنيد اين كار از چه كساني بر مياد؟؟؟ جوابشو بذاريد من بهتون بگم.از غير وهابيون از كسي بر نمياد. ميگيد نه،باور نميكنيد،پس خودتون ببينيد براي ديدن اين شاهكار وهابيت اينجا رو كليك كنيد. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 7:45 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام در ادامه ميتوانيد آخرين بخش از معرفي كتابخانه هاي شيعي رو ببينيد.اميدوارم كه از اين مطلب خوشتون اومده باشه و از اون استفاده لازم رو برده باشيد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 7:0 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 8:20 توسط رضا
|
|
|||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 8:9 توسط رضا
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||
|
كتابخانه انديشه قم
|
||||||||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 7:52 توسط رضا
|
|
||||||||||
|
|
|
|
ابر آمد و خندههاى باران/ بىزلف بنفشه و بهاران!؟ تو دامن سبز خنده دارى/ اى چشم گهر فشان باران/افسرده دلى كه بىغم توست/ پژمرده، سرى كه جستسامان/ هم آينه دل بهارى/ هم رونق فصل گرم تابان/دلشوره مردگان بىغسل/ آهنگ عزاى روز هجران/ پيچيده به خود گليم غيبت /مزمل بخت جن و انسان/بىفلسفه تو زندگى پوچ/ اى خوبترين نگاه عرفان/ آهوى رميده سعادت/ هرگز نشود چنين خرامان/ بىبرگىمن مبين كه در باغ/ بس شاخه زرد و خشك وبىجان/ هان! آتش غم فرو نشاندند/ مردان عزاگرفته نان!/موعود! بيا كه وعده جارى است/ مستور چرا؟ سوار ميدان/ اى قصه شاد مثنويها/ موعود زمان! مقام قرآنكورى نگاه ديو ملحه/ بىپرده بخوان نواى يزدان/ شكرى كه شكايتش بيندود/ اندوه دل است و شادى جان/ آنزخمه كه تار جان نوازد/ غيبتكده را كند چراغان. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 7:47 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 3:22 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
هواي وصال
دل من ازغم هجران رخت غمگين است بارهجران تو بر سينه من سنگين است به گدايي تو بر پادشهان فخر كنم پادشاهي كه گدايت نبود مسكين است شادم ازآنكه اسيرغم عشق توشدم گرچه تلخ است فراق تو غمت شيرين است چه كنم گرنكنم گريه زهجران رخت دل سوزان مرا اشك روان تسكين است ريزه خواري سر سفره تومارابس خاكسار ره تو زندگيش تامين است |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 21:4 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
۱-امتحان وآزمايش بندگان:اصول كافي ،ج۲،ص۵۶۱ ۲-گناهان بندگان:اصول كافي،ج۲،باب في الغيبه،حديث۳۱-بحارالانوار،ج۵۳،ص۱۷۷ ۳-نبودن بيعت براي هيچ طاغوتي:مكيال المكارم،ج۱،ص۱۵۸ ۴-جاري ساختن سنتهاي غيبت امامان:مكيال المكارم،ج۱،ص۱۵۹ ۵-نبودن بيعت هيچ طاغوتي بر حضرت:علل الشرايع،ص۱۴۷ تمام اين موارد تنها علل غيبت امام عصراست.اما حكمت اصلي غيبت را فقط خدا مي داند وحكمت آن معلوم نخواهد شد مگر بعد از ظهور،دراين زمينه پيامبراكرم(ص)خطاب به جابربن عبدالله انصاري مي فرمايد:ان هذا امر من امرالله ،وسر من سرالله،...(اعلام الوري،ص۳۹۹،بحارالانوار،ج۵۲،ص۹۱) يعني امر ظهور جزء اسرار خداوند است .وحكمت آن معلوم نيست. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 20:35 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام به پيشگاه مقدس حضرت بقية الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف )
اميد است كه با عنايت ان حضرت بتوانم در خدمت شما دوستداران امام زمان عليه السلام باشم.درابتدا به معرفي چند پايگاه اينترنتي درمورد امام عصر عليه السلام مي پردازم. almuntazar.com imamammahdi.net monjee.org montazar.net nooralmahdi.org qaaem.com jamkaran.info این سایت هادارای زبان فارسی می باشند.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 22:58 توسط
|
|
||
|
|
|
|
|
وهابیت چگونه شکل گرفت؟ مدتها بود که دولت بریتانیای کبیر، به موضوع نگهداری مستعمرات و پابرجایی امپراطوری عظیم خود می اندیشید، اکنون وسعت این امپراطوری، تا بدان جا رسیده که منظره طلوع و غروب خورشید را در دریاهای آن می توان دید. با اینهمه، جزیره بریتانیا در مقایسه با مستعمرات بیشمارش، مانند سرزمینهای هند، چین، کشورهای خاورمیانه و نقاط دیگر، بسیار کوچک بنظر می رسد. از سوی دیگر، استعمار انگلیس در همگی این سرزمینها یکسان نیست و در بعضی ممالک ظاهرا اداره امور در دست مردم آنجاست، اما سیاست فعال مستعمراتی بصورت کامل در آن نقاط اعمال می شود و چیزی نمانده که استقلال ظاهری این کشورها نیز نابود شود و از هر جهت تابع بریتانیا گردند. بنابراین بر ما لازم است که در چگونگی اداره مستعمرات خود دوباره اندیشه کنیم و مخصوصا به دو نکته توجه لازم را مبذول داریم: ۱ – اتخاذ تدابیری به منظور تحکیم نفوذ دولت امپراطوری انگلیس در مناطقی که اکنون بصورت کامل مستعمره این کشورند. ۲ – تنظیم برنامه هایی برای به چنگ آوردن و در اختیار گرفتن سرزمینهایی که هنوز در دام استعمار نیفتاده اند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 3:30 توسط بچه شيعه
|
|
||
|
|
|
|
|
براى تشريف به خدمت حضرت بقية الله الاعظم آداب و شرائطى لازم است كه معمولا جنبه ى زمينه سازى براى ديدار ايشان را فراهم مى سازد. به عنوان نمونه يكى از شرائطى كه جهت تشرف به خدمت حضرتش بیان مى شود، موضوع اضطرار است يعنى شخص به گونه اى خود را در مشكلات احساس كند كه دريابد هيچ نيرويى نمى تواند او را نجات دهد مگر آنكه متصل به نيروى بى پايان الهى باشد كه جلوه ى بازر آن وجود مقدس حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف مى باشد. وقتى انسان به اين مرحله رسيد كه اميدش از همه جا قطع شد و مرگ را در چند قدمى خود ديد، واقعاً احساس اضطرار مى نمايد. در اين لحظه متوجّه نيرويى خواهد شد كه مى داند مطمئناً توانايى نجات او را دارد كه همان خداوند تبارك و تعالى است كه توسط نماينده و خليفه خود در زمين يعنى حضرت مهدى(عليه السلام) إعمال قدرت مى نمايد. از اين رو علما فرموده اند اگر كسى در بيابانى خشك و بى آب گرفتار شود و راه را گم كند، هر چند جستجو كرده و به دور دست نگاه مى كند اثرى از آبادى نمى يابد. در اين حالت تشنگى و گرسنگى بر او غلبه كرده احساس مى كند تا لحظاتى ديگر مرگ او فرا مى رسد، اميدش از همه قطع شده تنها به امداد و كمك خداوند اميدوار است. در اين لحظه است به اضطرار حقيقى رسيده به همين جهت اگر مولايش را صدا بزند و بگويد: «يا اباصالح المهدى ادركنى» بى شك نجات پيدا كرده انشاء الله موفق به ديدار حضرتش نيز مى گردد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 2:52 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
يكى از بزرگان و علمايى كه مشرف به ديدار حضرت حجة بن الحسن(عليه السلام) شده است جناب شيخ صدوق رحمه الله مى باشد كه البته اين تشرف موجب بركاتى بوده است كه نه تنها خود ايشان كه جامعه تشيّع نيز از او بهره مند شده اند. و داستان اين تشرّف به اين شكل است كه خود ايشان نقل مى كنند: براى زيارت حضرت على بن موسى الرضا(عليه السلام) به مشهد مقدّس مشرّف شده بودم. و زمانيكه مدّت زيارتم تمام شد در راه بازگشت چند روزى در نيشابور اقامت نمودم. در آن شهر شيعيان براى ديدن به محل اقامت من مى آمدند. در اين رفت و آمدها متوجه شدم كه مسأله غيبت حضرت ولى عصر عجل الله فرجه شيعيان را متحيّر كرده و ايشان را به شك و ترديد انداخته است. به طورى كه از راه و روش صحيح منحرف شده و به نظرات و قياس هاى باطل روى آورده اند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 2:40 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
السلام علیک یا بقیِه الله سيد عبدالکريم پيرمرد کفاش معاصري بود که در تهران زندگي ميکرد. بسياري از بزرگان معتقد بودند حضرت ولي عصر عليه السللام به حجره کوچک او رفت و آمد دارد ايشان به يکي از دوستان گفته بود: روزي حضرت از من سئوال فرمودند: «سيد عبدالکريم اگر يکروز ما را نبيني چه مي کني؟» من عرض کردم: آقا جان ميميرم. حضرت فرمودند: «اگر اينگونه نبود ما نمي آمديم.» |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 2:33 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
عصر ظهور آنگونه که از متون اسلامی استفاده میگردد، در عصر ظهور برکات و نعم فراوانی بر اهل زمین آشکار میگردد. این برکات و نعم را در حالت کلی میتوان به دو دسته تقسیم نمود: الف) برکات مادی ب) برکات معنوی که در زیر، با رعایت اختصار به عدهای از آنان اشاره میگردد: 1- برقراری عدالت: او مظهر عدلی است که همگان منتظر اویند، در زمان او عدل چون نور خورشید به درون خانه افراد نفوذ میکند و عدالت او شمول داشته و افراد بدکار و نیکوکار را فرا میگیرد؛ همچنین با ظهور او کتابهای آسمانی انبیای گذشته، بدون هیچ انحرافی عرضه میگردد و او بین اهل تورات با تورات و بین اهل انجیل با انجیل و با اهل قرآن با قرآن قضاوت میکند. درآن دوران حق هر کس به او بازگردانده میشود. 2- ایجاد امنیت: در زمان حکومتش امنیت در سرتاسر زمین تامین میشود؛ اشرار هلاک خواهند شد؛ فتنهگرها و غارتگرها نابود میشوند و در راهها امنیت کامل برقرار میگردد. 3- رغبت و رو آوردن مردم و اهل ادیان به دین و دیانت: براساس شیوه مناسب دعوت آن حضرت، مردم با میل و رغبت به دین و عبادت خداوندی روی میآورند و راندهشدگان از دین به سوی آشیانههای آرامبخش خویش بازمیگردند و در حکومت او بدعتها و بیدینیها و ستمگریها ریشهکن میگردد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 1:22 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
سقیفه چه بود و چگونه شکل گرفت؟ سقیفه در لغت به معنی سایبانی است که در حکم مهمانخانه شیخ قبیله و نیز محل اجتماع افراد آن قبیله است که در آنجا درباره همه امور قبیله گفت و گو می شود. سقیفه بنی ساعده به قبیله بنی ساعده که از انصار مدینه بودند، اختصاص داشت که ”سعد بن عباده“ رئیس آن طایفه، در این مکان برای مشورت در امور مهم قبیله خود با بزرگان حضور می یافته است. مکان آن در ”باب شامی“ و در کنار چاه ”بضاعه“ قرار داشته و مسجدی نیز به همان نام در کنار آن بوده است. هنگامی که پیامبر از دنیا رفت، در حالی که امیر المومنین به همراه بنی هاشم مشغول کفن و دفن آن حضرت بودند، انصار در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند تا رهبر و جانشین پیامبر را برگزینند، بی توجه به وصایای پیامبر نسبی بر اینکه جانشین آن حضرت، علی بن ابیطالب است. این خبر به گروهی از مهاجران، ابوبکر و عمر و ابوعبیده جراح و همراهانشان رسید. آنها نیز به سرعت خود را به سقیفه رسانده و در جمع انصار حاضر شدند. در میان انصار خزرجی ها می خواستند سعد بن عباده را جانشین پیامبر سازند. امام اوسی ها موافق او نبودند. در میان بزرگان خزرجی ها هم بشیر بن سعد، رقیب سعد بود و نظر مخالف داشت. ابوبکر و عمر به همراه ابو عبیده از این اختلاف نهایت استفاده را کردند. شعارهای انصار این بود که، انصار اسلام را یاری کردند و شهر مدینه ( مرکز اسلام ) شهر اسلام است. شعارهای مهاجرین نیز این بود که پیامبر از قریش است و عرب نمی پذیرد که حاکم ایشان از قبیله ای جانشین پیامبر از قبیله ای دیگر باشد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 1:12 توسط بچه شيعه
|
|
||
|
|
|
|
|
از من است برای تو سلام ... از منی که در لجن زار ساخته ی دست خویش آلوده ام ... برای توای که پاکیت سرچشمه ایست برای آبهای جاری ... مراست دلتنگی دل پرنده ای کوچک برای جوجه ای گم شده ... آیا آوازهای پرالتماسم را می شنوی ؟! ... بیا ... بیا ... از من است التماس لحظه ای دیدارت ... برایم سخت است میدانی ... آرام ندارم می دانی ... بیا ... اینبار سلام این از همه جا رانده را بی پاسخ نگذار ... نمی خواهم بی پدر بمیرم ... نمی خواهم بی ارباب بمانم... دل آرزو بر باد رفته ام طلب می کند تو را ... می خواهم باشم در رکابت ... می خواهم باشم گوش به فرمانت ... می خواهم باشم فقط برای تو ... ظهورت ؛ بزرگترین آرزیم ، خدا کند به دلم نماند ... خدا کند ... |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 1:27 توسط محمدعلي
|
|
||
|
|
|
|
|
قالَ الاْمامُ سيد الشهداء أبُوعَبْدِ اللّهِ الْحُسَيْن(عَلَيْه السلام) :
وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةٌ الْأحْرارِ، وَ هِيَ أفْضَلُ الْعِبادَةِ.([1])
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 0:27 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله و بذكر حجته با نام كسي شروع خواهم كرد كه پايان را او ميداند و بس. وقتي خواستم در اين باره چيزي بنويسم با خود گفتم نميتوانم ولي بعد سعي كردم و با توكل بر خدا و ياري مولايم توانستم چند خطي خطاب به مولايم بنويسم. يا صاحب الزمان- اي ياور مظلومان- اي منتقم خون خدا- آقاي من! من كه خود ميدانم لياقت سخن گفتن با شما را ندارم ولي وقتي به ياد مظلوميت جدتان اباعبدالله-عليه السلام- ميافتم اشك در چشمان حلقه ميزند و نميدانم عقده ي دل با كه واكنم. مولاي من، من همانند كسي كه در پي شب يلدايي، خسته از ظلمت و تيرگي، چشم به افق دوخته و دميدن خورشيد را آرزو ميكند- همانند كسي كه در بياباني بي انتها سرگردان مانده، تنها و وحشتزده رهنمايي را ميطلبد- همانند كسي كه در قحط سالي در كنار مزرعهي عطش زدهاش به اميد پديدار گشتن ابر رحمت ديده، به كرانههاي آسمان چشم دوخته است، در انتظار آمدن شما نشستهام. در اولين روزهاي محرم با خود ميگفتم كه امشب در كنار مولايم عزاداري خواهيم كرد اما نشد. و همينطور روز بعد منتظر مانديم تا اينكه عاشورا، قلبهايمان را در درياي عشق حسين شناور ساخت و چشمهاي ما را براي مظلوميت جدتان به اشك انداخت و همه براي جدتان عزاداري كردند. حال اي سرور و مولاي من! خود شما گوشه ي چشمي بنما تا بتوانيم برايتان دعا كنيم و بتوانيم حداقل در اين دوران سياهي و تاريك غيبت راهي براي نزديك كردن و تعجيل فرج بيابيم و آن را ادامه دهيم. به اميد آن روز كه خيمه ي سبز شما در جهان بر پا و چشمهاي ناقابل ما به جمال نوراني شما روشن گردد و ما بتوانيم در خدمت شما لباس زيبا و پرافتخاري نوكري اربابمان را بپوشيم و بتوانيم رضايت شما را جلب نماييم. سید مجتبی شجاعی نژاد |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 0:5 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام بر دوستان و محبان ولی عصر و عاشقان امام حسین علیهما السلام مدتی پیش مسابقه ای با نام نجوای دل در محدوده ای از شهرمون شروع شده که تا پایان صفر مهلت ارسال مطالبش هست. موضوع اون حرفهای دلمون با امام زمان در مورد امام حسین علیهما السلام هست. در این خصوص نوشته هایی که به دستمون برسه، پس از بررسی در وبلاگ درج می شه و در نهایت مطالب برگزیده، انتخاب و به بهترین جوایزی اهداء خواهد شد. شما کاربران عزیز نیز می تونید مطالب خودتون رو به آدرس ایمیل وبلاگ ارسال نموده تا با نام خودتان درج بشه. به همین بهانه نجوای دل این هفته رو به نوشته یکی از دوستان عزیز اختصاص دادیم. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 0:1 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
باز دوباره شب جمعه انتظار يار جمعه صيحهي موعود جمعه همه گويند كجايي نكند دير بيايي العَجَلهاي محبان سوز دلهاي يتيمان ناله ي چشم انتظاران همه گويند كجايي نكند دير بيايي ذوالجناح و زين خونين كودكان و روي سيمين انتظار طفل غمگين همه گويند كجايي نكند دير بيايي مشك خالي ، دست سقا اشك دختر، داغ بابا خيمهها و ريگ صحرا همه گويند كجايي نكند دير بيايي نالهي زينب مضطر قد سرو علي اكبر خون حلق علياصغر همه گويند كجايي نكند دير بيايي |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 0:6 توسط رضا
|
|
||