|
|
|
|
|
- اللّهم بلى لا تخلو الارض من قائم لِلّه بحجّةٍ: امّا ظاهراً مشهوراً و امّا خائفاً مَغموراً لئلا تبطُلَ حجج اللّه و بيّناته و كم ذا و أين؟ اولئك واللّهِ الاقلّون عدداً و الاعظمون عنداللّه قدراً يحفظُ اللّه بهم حُججه و بيّناته... اولئك خلفاء اللّه فى ارضهِ و الدعاةِ الى دينهِ.[1] ... بارخدايا آرى! زمين از امامى كه قيام بر حق كند خالى نخواهد ماند. او يا آشكار و شناخته شده است يا ترسان و پنهان است تا حجتها و دليلهاى روشن خدا (يعنى اصول و احكام دين و تعاليم انبياء) از بين نرود. اما اينكه ايشان چند نفرند و كجايند؟ به خدا سوگند از نظر تعداد آنها بسيار كم هستند ولى از جهت منزلت و بلندمرتبهگى در نزد خداوند بسيار بزرگوارند. خداوند به وسيله ايشان حجّتها و دليلهاى روشن خود را حفظ مىكند... آنان خلفا و نمايندگان خدا در روى زمين هستند و مردم را به سوى دين و احكام و مقررات او دعوت مىكنند... در لابلاى سخنان على بن ابيطالبعليه السلام روايات زيادى در زمينه معرفى نسب امام زمانعليه السلام به چشم مىخورد كه به يك بيان مجموعه اين قبيل از روايات به سه دسته تقسيم مىشوند. در بخشى از آنها او را فرزند خودشان معرفى مىكنند، در قسمتى ديگر آن حضرت را از فرزندان حضرت فاطمه عليها السّلام و بالاخره در دستهاى از روايات حضرت مهدىعليه السلام را از اولاد امام حسينعليه السلام معرفى كرده اند.
- عن ابى جعفر محمد بن علىعليه السلام قال: خطب اميرالمؤمنين على بن ابيطالبعليه السلام بالكوفة بعد منصرفه من النهروان... فحمد اللّه و اثنى عليه و صلىّ على رسول اللّه صلى الله عليه و آله و ذكر ما انعم اللّه على نبيّه و عليه ثم قال: ...و مِنْ وُلدى مهدىُّ هذِهِ الاُمّة [۲] امام محمد باقرعليه السلام مىفرمايند: اميرالمؤمنين على بن ابيطالبعليه السلام وقتى كه از جنگ نهروان به كوفه برگشتند براى مردم خطبه اى خواندند... در آن خطبه نخست خدا را سپاس گفتند و درود به روان پيامبرصلى الله عليه و آله فرستادند و نعمتهايى را كه خداوند به رسولش و بر خود آن حضرت عنايت كرده است يكى يكى شمردند سپس در ادامه فرمودند: از جمله نعمتهاى خداوند بر من آن است كه مهدىّ اين امّت از فرزندان من است.
- عن زرّبن حبيش سمع عليّاً [عليه السلام ] يقول: المهدىّ رجلٌ منّا مِنْ وُلد فاطمة. [۳] زرّبن حبيش شنيد كه على بن ابيطالبعليه السلام مىفرمود: مهدى مردى از ما اهلبيت و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا است.
- ...عن على بن موسى الرضاعليه السلام عن ابيه... عن ابيه اميرالمؤمنين على بن ابيطالبعليه السلام انه قال: التّاسِعُ مِنْ وُلْدِك يا حُسَيْنُ هُوَ القائِمُ بالحق... [۴] ... حضرت امام رضاعليه السلام از پدر بزرگوارش موسى بن جعفرعليه السلام و او نيز از پدرش... او از امام حسينعليه السلام و آن حضرت از اميرالمؤمنين على بن ابيطالبعليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت خطاب به امام حسينعليه السلام فرمودند: نهمين فرزند تو اى حسين! قائم بر حقّ (مهدىعليه السلام ) است...
ابن عياش در كتاب مقتضب مىگويد: شيخ ابوالحسين بن عبدالصمد بن على از نوح بن دراج و چند نفر ديگر نقل كرد كه آنها در حضور اميرالمؤمنينعليه السلام بودند، وقتى امام حسينعليه السلام وارد شد حضرت به ايشان فرمودند: پدرم به قربان پدر فرزند بهترين كنيزها! به آن حضرت گفته شد: يا اميرالمؤمنين علّت چيست كه براى امام حسينعليه السلام اين تعابير را به كار مىبريد؟ فرزند بهترين كنيزها كيست؟ حضرت علىعليه السلام در جواب فرمودند: او گمشدهاى است كه از نزديكان و خويشاوندان و وطن خود دور است، نام او م-ح-م-د فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين است؛ در اين هنگام دست خود را بر سر مبارك امام حسينعليه السلام نهاده فرمودند: همين حسينعليه السلام . [1]- نهجالبلاغه فيض الاسلام، حكمت 139ص .1158 [۲] معانىالاخبار، ج 1ص 138باب 28ح 9ط دار الكتب الاسلاميه؛ بحارالانوار، ج 35ص .45 [۳] ملاحم ابن طاووس، ص 175ح 203 كنزالعمال، ج 14ص 591ح .39675 [۴] كمال الدين، ج 1ص 304 اثباةالهداة، ج 6ص 395 [۵] بحارالانوار، ج 51ص 110و 111
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 21:39 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
در آيه 56 سوره احزاب مىخوانيم: "ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايهاالذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليما"؛ «خداوند و فرشتگانش بر پيامبر درود مىفرستند، اى كسانى كه ايمان آوردهايد بر او درود بفرستيد و سلام بگوئيد و در برابر فرمانش تسليم باشيد.»
در اين آيه مقام پيامبر اسلام به عاليترين وجه ترسيم شده است، چرا كه هم خداوند متعال و هم تمام فرشتگان مقرب او بر پيامبر درود مىفرستند و هم دستور داده شده است همه مؤمنان بدون استثنا بر او رحمت و درود و سلام بفرستند |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 19:40 توسط وحيد
|
|
||
|
|
|
|
|
از امام باقر(ع) پرسيدند: هرگاه قائم قيام كند با چه روشي با مردم رفتار مي كند؟ حضرت فرمودند: بِسيرةِ مَا سَارَ بِهِ رسولُ اللهِ يُظهر الاسلام. قُلتُ: وَ ما كانَتْ سيرةُ رسولِ الله(ص) قَال: اَبطلَ مَا كَانَت فِي الجاهليةِ وَ استَقبَلَ الناسَ بالعدلِ و كذلك القائمُ (عج) اِذا قامَ يُبطِلُ ما كانَ فِي الهُدنَةِ مما كان فِي اَيدِي الناس و يستقبِلُ بِهم العَدلَ؛ به سيره و روشي كه رسول خدا عمل مي كرد، تا اسلام را پيروز گرداند. راوي پرسيد: سيره رسول الله(ص) چگونه بود؟ حضرت مي فرمايد: آنچه را كه در جاهليت بود باطل كرد، و با مردم به شيوه عدل مواجه شد. همچنين امام عصر(عج) زماني كه قيام كند؛ آنچه را كه در عصر جاهليت و آرامش و تن آسائي در اختيار مردم بود باطل مي كند و با مردم به عدل رفتار مي كند. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 19:39 توسط وحيد
|
|
||
|
|
|
|
|
يا صاحب الزمان!
در کدامين اوج در کدامين عروج چشم به راه آمدنت، در پس تمامي دريچه هاي زمين ايستاده ام چقدر دلم تنگ شده است! و نطفه يک سؤال که در سرم بارور مي شود! پس تو کي مي آيي؟ تو اي وسعت بيداري اي همه دريايي، که دلم لبريز از عطش هاي بياباني است. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 2:55 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
شب گر رخ ماهتاب نبيند سخت است
لب تشنه اگر آب نبيند سخت است ما نوكر و ارباب تويي مهدي جان نوكر رخ ارباب نبيند سخت است |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 1:24 توسط رضا
|
|
||
|
|
|
|
|
شکوه هایم بی اندازه است ... از کدام یک بگویم برایت ؟! ... از آن فکر آشفته یا از این دل بی قرار ... یا از این جسم که دیگر منزلگاه خوبی برای روح آزادی طلب نیست ... پریشان احوالم ... و در اطراف بسترم کسی را نمی بینم که برای حال زارم زانو بغل گرفته باشد ... آقای من مرا دریاب تا نفسی در این سینه هست ... مگذار آرزو به دل بمیرم ... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 2:12 توسط محمدعلي
|
|
||
|
|
|
|
|
به نام حضرت دوست که هرچه داريم از اوست . چه کنم تا تو بيايي غم دل با تو بگويم ره حق را بنمايي ، قدمي با تو بپويم عمر بي حاصل خود را به تباهي گذراندم ولي با اين همه من باز ، نشان از تو بجويم تپش قلب وجودم ضربان از تو بگيرد باز هم آتش عشقت ميهمان گشته به کويم شيفتگان هر بامداد ، با ياد او سر از خواب برمي دارند و شبانگاهان از هجر روي او ديده تر مي سازند که اين ستاره تابان از پس پرده غيبت به در آيد و خاک مقدمش توتياي دلدادگان شود . حال که دلهاي مشتاقان در فراق و انتظار مقدم کسي مي طپد که شمع وجودش ، محفل آراي بزم وجود است و درياي جودش ، روح بخش هر موجود چه زيبنده است که انتظار را به زبان محدود نکرده و از جان و دل يعني با تک تک اعضاء و جوارح خود ظهورش را از حضرت حق عاجزانه مسئلت و در اين راه خلوص نيت ، عزمي راسخ ، معرفتي حقيقي و صبر و شکيبايي پس از ترک معصيت و ثابت قدمي در آن طريق و همچنين دين و ايمان و ارادة خود قلب خود را مطيع آن حضرت سازيم و حب آن که ولايتش بر ما واجب است را در خانة دل جاي داده ، بيزاري خود را از دشمنانش اعلام کنيم . با او پيمان ببنديم که تا ظهور حضرتش از پاي نخواهيم نشست و تا آخرين لحظه با زبان ، قلب ، عمل و تفکر خود او را ياري کرده و هرگز تنها نخواهيم گذاشت که اولين قدم در جوامع امروزي ما ، که بر هر فرد اعم از پير و جوان ، زن و مرد ، دانشجو و طلبه و . . . واجب و امري است حياتي ، احياي امر به معروف و نهي از منکر است که مدتهاست رنگ کهنگي به خود گرفته و همان است که به نظر اين جانب علاوه بر مشکلات ايجاد شده در جهان، ظهور آن حضرت را به تأخير انداخته است . به اميد آن روزي که اين فريضة واجب الاجرا و حياتي دوباره در جهان زنده شود از خداوند منان خواستاريم که با عنايت خود ، در آغاز خود حقيقي را به ما بشناسد و بعد از آن رسول و خاندان او را که با وجود اين ستارگان هدايت امام زمان (عج) خود را کاملاً درک کرده و مرگ ما به مرگ جاهليت نباشد . انشاءالله
آمین |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 18:19 توسط بچه شيعه
|
|
||
|
|
|
|
|
حدیث شماره 1:
بار خدايا! همواره بايد در روى زمين تو حجتى براى بندگانت داشته باشى تا خلق را به دينت راهنمايى كند، و علم تو را به آنها بياموزد تا حجّت تو تباه نشود و پيروان اولياء تو بعد از آنكه آنها را هدايت كردهاى دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] يا ظاهر و آشكار خواهد بود كه اطاعت او را نمىكنند و يا از ديدهها نهان خواهد بود كه مردم در انتظار او به سر مىبرند. اگر شخص و جسم او در حال هدايت مردم از آنان غائب باشد علم و آدابش در قلبهاى عاشقان حق پايدار است و آنها به آن علم و آداب پايبند هستند و به آن عمل مىكنند.
[1]- كمالالدين، ج 1ص 302ح .11 |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 17:48 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
مقدمه
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودند: هر كسى از امّت من چهل حديث در مورد مسائل دينى كه مردم به آن نياز دارند حفظ كند خداوند در روز قيامت او را فقيه و دانشمند بر انگيزد. صرف نظر از مجموعه احتمالاتى كه در معناى حفظ حديث مطرح شده است[2] يكى از شيوههاى رايج در بين علماى پيشين اين بوده است كه از طريق تدوين مجموعه هاى چهل حديث در زمينه موضوعات مختلف دينى كه مردم بدان نياز داشته اند به نشر معارف دين مىپرداختند. اين كار را علما و انديشمندان اسلامى به عنوان مرزبانان فرهنگ اسلامى با هدف حفظ و تحكيم و ترويج احكام و تعاليم دينى انجام مىدادند. البته وجود روايات زيادى كه در آنها به حفظ چهل حديث سفارش شده است انگيزهاى بوده است كه اغلب علما در كنار تمام كارهاى علمى و فكرى و فرهنگى خود، به تدوين مجموعههاى چهل حديث اهتمام بورزند تا از اين طريق هم به انجام وظيفه خود يعنى ترويج فرهنگ اسلامى پرداخته باشند و هم به ثواب و فضيلتى كه در اين روايات وعده داده شده است نائل آيند. متأسفانه به مرور زمان به موازات رواج پيدا كردن شيوههاى جديد آموزشى و تبليغات، مسأله تدوين چهل حديث به فراموشى سپرده شد و يا حداقل از رونقى كه پيش از اين داشت افتاده است. امّا به نظر مىرسد در شرايط كنونى يعنى كم شدن فرصت مطالعه افراد در نتيجه گسترش زندگى ماشينى تأليف مجموعه هاى چهل حديث در موضوعات مورد نياز، هنوز از كار آيى بيشترى برخوردار مىباشد. از آنجا كه در دروه غيبت توجه به مسأله امامت و آشنايى با ابعاد مختلف معارف امام زمانعليه السلام از اهميت بسيار مهمى برخوردار است و از طرف ديگر راه شناخت درست اين موضوع مراجعه به روايات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهارعليهم السّلام است، لذا به حول و قوهی الهی از این لحظه و به این نیت که این حقیر هم سهمی در این وظیفهی شرعی که رسول اکرم و اهل بیت او علیهم السلام السلام بر عهده ما گذاشتهاند و اینکه توشهای برای آخرتم گردد، چهل حدیث را به مراتب خدمت شما دوستان و علاقمندان به اهل بیت علیهم السلام اسلام، نقل مینمایم. امید که مورد رضایت و قبول حقتعالی قرار گیرد. 2- در مورد معناى حفظ حديث نظرات زيادى ابراز شده است كه از جمله آنهاست: - به ذهن سپردن. - محافظت و نگهبانى از احاديث تا از بين نروند خواه از طريق به ذهن سپردن يا نوشتن يا نقل كردن براى ديگران با هر وسيله ممكن...؛ به يكى از وجوه شش گانه كه علماى حديث مىگويند يعنى شنيدن از استاد، خواندن بر استاد، شنيدن از ديگرى در حال خواندن آن بر استاد، با اجازه استاد آن را نقل كردن، و... (اربعين شيخ بهايى، ص 65و 66) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 17:42 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله و بذکر حجته اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي دل بي تو به جان آمد وقت است که باز آيي اي مولاي سبز پوشم و اي محبوب ديرينه ام سلام . قبل از هر چيز از گستاخي و بي ادبيم عذر مي خواهم و از خدايت طلب بخشش . هرچه دنبال واژه ها مي گردم که در خور وجود مقدس شما باشد بيشتر عاجز مي شوم . لذا در حد توان بسيار ناچيزم چند لحظه اي درد دل مي نمايم . سلامي از اعماق قلوب همه خستگان و دلشکستگان عالم . سلامم را با خالصانه ترين عشق و محبت تقديم محضر عزيزتان مي نمايم . مولايم ! تو خود مي داني چقدر مشتاقيم که بيايي و چگونه چون شمع مي سوزيم . . . .
مهدي جان ! هرگاه مظلومي مي بينم و يا ظلم و ستم که همه عالم را در بر گرفته است ، دلم به درد مي آيد و چون قادر به انجام کاري نيستم تو را مي جويم و با سوز و آه مي گويم يا صاحب الزمان ادرکني . . . آنگاه يادم به تمامي غصه ها و دردهاي عالم مي افتد که بر قلب نازنينتان سنگيني مي کند و مرواريد چشمان دلربايتان را جاري . . . اي خورشيد عالم تاب که از پشت ابرهاي تيره گناهانمان لطف و کرمت را از ما دريغ نمي داري و قلب هاي خسته مان را مرهم مي نهي کاش مي آمدي و قلب مجروحمان را با دستان مهربانت التيام مي بخشيدي و سايباني مي شدي براي قامت خميده مان . قبل از آمدنت بايستي تمامي سياهي ها و بدي ها را از دل خود و تا آنجا که در توان داريم از اجتماع بزدائيم و قلب کوچکمان را آماده پذيرايي از قدوم مبارکتان . . . در انتظار ظهور سبزت . |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 6:8 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
خال زيباي جمال دلربايت را بنازم بوي عطر جانفزاي خاك پايت را بنازم |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 12:14 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
سالروز شهادت یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت و امام و خلیفه الهی در زمین حضرت امام حسن عسکری بر تمامی دوستداران آن بزرگوار و ره پویان حق، تسلیت باد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 3:53 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||
|
|
|
|
|
آه اي چشم تو فانوس بيابان زدگان ساحل امن تو آرامش طوفان زدگان کيستي آينه گم شده در وهم غبار ؟ کيستي اي شبه شبرو مهتاب سوار ؟ اي که بر هر گذري عشق به دريوزه توست لب ما تشنه آبي است که در کوزه توست ما جگر سوخته آتش آهيم بيا ديرگاهي است تو را چشم به راهيم بيا هر شب از کوچه صداي قدمت مي آيد اشکم از ديده به پابوس غمت مي آيد صبح در آينه اما خبري نست که نيست از تو بر گونه خشکم اثري نيست که نيست جام عشق از مي چشمان تو پر خواهد شد تو گلو تازه کني حرمله حر خواهد شد گل نشکفته ام اي دور تر از دسترسم تو زمن دوري و من با تو نفس در نفسم بي تو منصور دلم را به چه داري بکشم پاي در دامن سبز چه بهاري بکشم بگذار آينه ام غرق نگاهت باشد نقطه عطف دلم ۀ خال سياهت باشد لا اقل وعده بده بلکه دلم شاد شود من خراب تو ام اي خانه ات آباد شود؛ |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 2:47 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||