تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف
دلشكوه هاي چند بچه شيعه در فراق پدري مهربان

     آقاجون! یا صاحب الزمان

از اين بن بست تنگ من مني ها

ببر ما را به دشت روشني ها

 

به قرآن، بي تو احساسي غريبيم

در اين دنياي آدم آهني ها

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 0:10  توسط مجيد (مدیر وب)  | 

 

 

از شبستان شب موي کسي

بر مشامم مي رسد بوي کسي

   

روح سرگردان من پر مي کشد

چون کبوتر بر سر کوي کسي

   

مي تپد در خويش دشت انتظار

از سمند پر تکاپوي کسي

   

آسمان دور زد از رنگين کمان

در هواي طاق ابروي کسي

   

مي دمد از روزن شب آفتاب

تا ببيند پرتو روي کسي

   

در پريشاني دل من لود هست

درد چين چشم جادوي کسي

   

سمت و سوي خوشتن گم کرده ام

مي دوم تا پاي دل سوي کسي

 

      

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 23:10  توسط بچه شيعه  | 

 

آدينه‌اي ديگر و شوق ديدار وصف ناپذير است. بار الها اين جمعه را با يمن قدوم مباركش عيد بزرگ شيعيان و ديگر انسانهاي آگاه و ارادتمندان حضرت بقية الله الاعظم قرار بده.

آمين

 

  

 

اللهم اعزه به، وانصره وانتصر به، وانصره نصرا عزيزا، وافتح له فتحا يسيرا، واجعل له من لدنک سلطانا نصيرا. اللهم اظهر به دينک و سنة نبيک، حتي لا يستخفي بشي ء من الحق مخافة احد من الخلق

 

خدايا! زمين از زمزمه ذکر تو به دور است.

نه حراي معرفتي، نه عزلت نشين حيرتي، نه بويي از معرفت، نه زمزمه اي از محبت.

اي مهربان!

آيا صداي گوشه نشينان منتظر مهدي، عجل الله تعالي فرجه، را بي پاسخ خواهي گذاشت؟

آيا گرفته ترين نگاهها را که در سپيده دمان و آنگاه که سرخي شفق مي درخشد، بر مهدي تو، عجل الله تعالي فرجه، سلام مي فرستند فراموش خواهي کرد؟

آيا اين سينه هاي سوخته که از ميان جماعت مرداب زده به عشق تو و مهدي تو، عليه السلام، زنده اند در بي پناهي رها خواهي کرد؟

کاسه هايشان خالي است. ديگر اشک هم ياري نمي کند.

لهيب فروزان عطش در صحراي صبر مي سوزاندشان.

اضطرابشان را بنگر در امواج بغضهاي فرو خورده.

گويي اندوه تمام حنجره ها در آواز وداعشان نهفته است.

امروز امير در ميخانه تويي

 تو فريادرس اين دل ديوانه تويي تو

 مرغ دل ما را که به کس رام نگيرد

آرام تويي، دام تويي، دانه تويي تو

 

 اي مهربان پروردگار ما!

پيروزي را قرين او گردان و سوختگانش را پيروز گردان. فتحي که عالم را در برگيرد و سروش عشق، نواي فتح سر دهد.

دروازه اي از برکات به رويش بگشا که افق پيروزي و نصر در آن سلطنت باشد.

مهربان!

به وسيله او در هنگامه اي که فتنه ها دين را در جهان غريب مي گردانند اسلام را ظاهر گردان و سنت پيامبر، صلي الله عليه وآله، را به دست او آشکار فرما...

آنچنان سلطنتي که انسان زير چتر آسايش آن آرام گيرد و احدي از مردمان از آن گمراه نشود.

خدايا! اباصالح، عجل الله تعالي فرجه، را سلامت بدار و مؤمنان را به وسيله او به دار عافيت روانه کن.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 22:11  توسط مجيد (مدیر وب)  |