|
|
|
|
|
بسم الله و بذکر حجت الله مي دانم که به فرياد من مي رسي ، روزي که زمزمه اي ضعيف ، برايم با مرگ برابر مي شود . وقتي که فريادم از درون پرالتهابم مي جوشد که : " اللهم ارني الطلعه الرشيده والغره الحميده . . . " و در آن دم که اشک امان از کفم مي ربايد . از خدا تو را طلب مي کنم ، باز هم : " اکحل ناظري بنظره مني اليه " اشکم ، ره زلال عشق آسماني حق را مي جويد ، و آن عشق ، تو هستي که " انهم يرونه بعيداً و نراه قريبا " . . . . و ما ، منتظران خاکي تو ، اي مهمان آسماني ، تو را قريب مي بينيم و حضورت را ، ما ، به دعاي سحرگاه خود دلخوشيم که با زبان زميني از خداي بزرگ آسماني ، " عجل لوليک الفرج " را طلب مي کند . . . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 22:12 توسط مجيد (مدیر وب)
|
|
||