تبليغاتX
Image and video hosting by TinyPic امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف
دلشكوه هاي چند بچه شيعه در فراق پدري مهربان

  

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
مـژده‌ی آمـدنت قیمـت جـان می‌ارزد                             تاری از موی تو آقـا به جهـان می‌ارزد

یا صاحب‌الزمان!
می‌گویند درد انتظار مثل درد دندان است که تا به سر نیامده به عمق جان اثر می‌کند. ولی ای کاش درد انتظارت مثل هزاران درد دندان بود. درد فراقت بند بند وجودم را می‌گدازد. نمی‌دانم چه وقت این سوز هجران به سر خواهد آمد و آن لحظه‌ی باور نکردنی برایم به وقوع خواهد پیوست.
یا صاحب‌الزمان! تا کی در آسمان به پرنده خیره شوم؟ تا کی در پیاده‌روی نگرانی انتظار قدم زنم؟ تا کی گل‌های سرخ را به یادت بر پرده‌ها سنجاق کنم؟ و تا کی شب‌های جمعه به یادت بخوانم سلامٌ علی آل یاسین؟ چشم به راهم و در انتظارت، تا با دلی سوخته از فراقت در نیمه‌ی شعبان برای خدمتگزاریت کمر همّت بندم. تا یار که را خواهد و میلش به که افتد.

وعده‌ي ما 10 تا ۲۰ شعبان

 

 

دهه‌ي فرخنده‌ي مهدويّه

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 0:23  توسط مجيد (مدیر وب)  | 

                       یا ابا صالح       کی می آئی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:25  توسط وحيد  | 

از امام باقر(ع) پرسيدند: هرگاه قائم قيام كند با چه روشي با مردم رفتار مي كند؟ حضرت فرمودند:

بِسيرةِ مَا سَارَ بِهِ رسولُ اللهِ يُظهر الاسلام. قُلتُ: وَ ما كانَتْ سيرةُ رسولِ الله(ص) قَال: اَبطلَ مَا كَانَت فِي الجاهليةِ وَ استَقبَلَ الناسَ بالعدلِ و كذلك القائمُ (عج) اِذا قامَ يُبطِلُ ما كانَ فِي الهُدنَةِ مما كان فِي اَيدِي الناس و يستقبِلُ بِهم العَدلَ؛

به سيره و روشي كه رسول خدا عمل مي كرد، تا اسلام را پيروز گرداند. راوي پرسيد: سيره رسول الله(ص) چگونه بود؟ حضرت مي فرمايد: آنچه را كه در جاهليت بود باطل كرد، و با مردم به شيوه عدل مواجه شد. همچنين امام عصر(عج) زماني كه قيام كند؛ آنچه را كه در عصر جاهليت و آرامش و تن آسائي در اختيار مردم بود باطل مي كند و با مردم به عدل رفتار مي كند.

                                   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 19:39  توسط وحيد  | 

 

به نام حضرت دوست که هرچه داريم از اوست .

چه کنم تا تو بيايي غم دل با تو بگويم            ره حق را بنمايي ، قدمي با تو بپويم

عمر بي حاصل خود را به تباهي گذراندم        ولي با اين همه من باز ، نشان از تو بجويم

تپش قلب وجودم ضربان از تو بگيرد            باز هم آتش عشقت ميهمان گشته به کويم

شيفتگان هر بامداد ، با ياد او سر از خواب برمي دارند و شبانگاهان از هجر روي او ديده تر مي سازند که اين ستاره تابان از پس پرده غيبت به در آيد و خاک مقدمش توتياي دلدادگان شود . حال که دلهاي مشتاقان در فراق و انتظار مقدم کسي مي طپد که شمع وجودش ، محفل آراي بزم وجود است و درياي جودش ، روح بخش هر موجود چه زيبنده است که انتظار را به زبان محدود نکرده و از جان و دل يعني با تک تک اعضاء و جوارح خود ظهورش را از حضرت حق عاجزانه مسئلت و در اين راه خلوص نيت ، عزمي راسخ ، معرفتي حقيقي و صبر و شکيبايي پس از ترک معصيت و ثابت قدمي در آن طريق و همچنين دين و ايمان و ارادة خود قلب خود را مطيع آن حضرت سازيم و حب آن که ولايتش بر ما واجب است را در خانة دل جاي داده ، بيزاري خود را از دشمنانش اعلام کنيم . با او پيمان ببنديم که تا ظهور حضرتش از پاي نخواهيم نشست و تا آخرين لحظه با زبان ، قلب ، عمل و تفکر خود او را ياري کرده و هرگز تنها نخواهيم گذاشت که اولين قدم در جوامع امروزي ما ، که بر هر فرد اعم از پير و جوان ، زن و مرد ، دانشجو و طلبه و . . . واجب و امري است حياتي ، احياي امر به معروف و نهي از منکر است که مدتهاست رنگ کهنگي به خود گرفته و همان است که به نظر اين جانب علاوه بر مشکلات ايجاد شده در جهان، ظهور آن حضرت را به تأخير انداخته است . به اميد آن روزي که اين فريضة واجب الاجرا و حياتي دوباره در جهان زنده شود از خداوند منان خواستاريم که با عنايت خود ، در آغاز خود حقيقي را به ما بشناسد و بعد از آن رسول و خاندان او را که با وجود اين ستارگان هدايت امام زمان (عج) خود را کاملاً درک کرده و مرگ ما به مرگ جاهليت نباشد .

انشاءالله

 

قابل توجه مخالفان تبری از دشمنان خدا و رسول که بذر نفاق را آن منافقان از صدر اسلام در دل امت اسلامی کاشتند و باعث و بانی خونریزی های متعدد و شیعه کشی گردیدند.

اللهم عذّبهم عذابا یستغیث منه اهل النار

آمین

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 18:19  توسط بچه شيعه  | 

                                 زمين خالى از حجّت نمى‏ماند

حدیث شماره 1:

  - عن على‏عليه السلام  قال: اللّهم انه لابدَّ لارضك من حجّة لك على خلقك، يهديهم الى دينك و يعلّمهم علمك لئلا تبطل حجّتك و لا يضلّ أتباع اوليائك بعد اذ هديتهم به اما ظاهر ليس بالمطاع او مكتتم مترقّب، ان غاب عن النّاس شخصُهُ فى حال هدايتهم فانّ علمه و آدابه فى قلوب المؤمنين مثبتة، فهم بها عاملون.[1]

 بار خدايا! همواره بايد در روى زمين تو حجتى براى بندگانت داشته باشى تا خلق را به دينت راهنمايى كند، و علم تو را به آنها بياموزد تا حجّت تو تباه نشود و پيروان اولياء تو بعد از آنكه آن‏ها را هدايت كرده‏اى دوباره گمراه نگردند. [حجت تو] يا ظاهر و آشكار خواهد بود كه اطاعت او را نمى‏كنند و يا از ديده‏ها نهان خواهد بود كه مردم در انتظار او به سر مى‏برند. اگر شخص و جسم او در حال هدايت مردم از آنان غائب باشد علم و آدابش در قلب‏هاى عاشقان حق پايدار است و آن‏ها به آن علم و آداب پايبند هستند و به آن عمل مى‏كنند.

 

                                              التماس دعا 


[1]- كمال‏الدين، ج    302ح  .11

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 17:48  توسط مجيد (مدیر وب)  | 

(يا صاحب الزمان ادركنا)

مقدمه

قال رسول اللّه‏ صلى الله عليه و آله : مَنْ حَفِظ مِنْ اُمَّتى اَرْبَعينَ حَديثا مِمّا يَحْتاجُونَ اِلَيْهِ مِنْ أَمْرِ دينِهِمْ بَعَثَهُ اللّهُ يَوْمَ الْقيامَةِ فَقيها عالِما.[1]

   پيامبر اكرم ‏صلى الله عليه و آله  فرمودند: هر كسى از امّت من چهل حديث در مورد مسائل دينى كه مردم به آن نياز دارند حفظ كند خداوند در روز قيامت او را فقيه و دانشمند بر انگيزد.

 صرف نظر از مجموعه احتمالاتى كه در معناى حفظ حديث مطرح شده است[2]

  يكى از شيوه‏هاى رايج در بين علماى پيشين اين بوده است كه از طريق تدوين مجموعه ‏هاى چهل حديث در زمينه موضوعات مختلف دينى كه مردم بدان نياز داشته ‏اند به نشر معارف دين مى‏پرداختند.

اين كار را علما و انديشمندان اسلامى به عنوان مرزبانان فرهنگ اسلامى با هدف حفظ و تحكيم و ترويج احكام و تعاليم دينى انجام مى‏دادند. البته وجود روايات زيادى كه در آنها به حفظ چهل حديث سفارش شده است انگيزه‏اى بوده است كه اغلب علما در كنار تمام كارهاى علمى و فكرى و فرهنگى خود، به تدوين مجموعه‏هاى چهل حديث اهتمام بورزند تا از اين طريق هم به انجام وظيفه خود يعنى ترويج فرهنگ اسلامى پرداخته باشند و هم به ثواب و فضيلتى كه در اين روايات وعده داده شده است نائل آيند.

 متأسفانه به مرور زمان به موازات رواج پيدا كردن شيوه‏هاى جديد آموزشى و تبليغات، مسأله تدوين چهل حديث به فراموشى سپرده شد و يا حداقل از رونقى كه پيش از اين داشت افتاده است.

 امّا به نظر مى‏رسد در شرايط كنونى يعنى كم شدن فرصت مطالعه افراد در نتيجه گسترش زندگى ماشينى تأليف مجموعه‏ هاى چهل حديث در موضوعات مورد نياز، هنوز از كار آيى بيشترى برخوردار مى‏باشد.

 از آنجا كه در دروه غيبت توجه به مسأله امامت و آشنايى با ابعاد مختلف معارف امام زمان‏عليه السلام  از اهميت بسيار مهمى برخوردار است و از طرف ديگر راه شناخت درست اين موضوع مراجعه به روايات پيامبر اكرم‏ صلى الله عليه و آله  و ائمه اطهارعليهم السّلام است، لذا به حول و قوه‌ی الهی از این لحظه و به این نیت که این حقیر هم سهمی در این وظیفه‌ی شرعی که رسول اکرم و اهل بیت او علیهم السلام السلام بر عهده ما گذاشته‌اند و اینکه توشه‌ای برای آخرتم گردد، چهل حدیث را به مراتب خدمت شما دوستان و علاقمندان به اهل بیت علیهم السلام اسلام، نقل می‌نمایم.

امید که مورد رضایت و قبول حق‌تعالی قرار گیرد.

 

                                                  التماس دعا  



1- خصال، ج    541ح  .15

2- در مورد معناى حفظ حديث نظرات زيادى ابراز شده است كه از جمله آنهاست:

 - به ذهن سپردن.

 - محافظت و نگهبانى از احاديث تا از بين نروند خواه از طريق به ذهن سپردن يا نوشتن يا نقل كردن براى ديگران با هر وسيله ممكن...؛ به يكى از وجوه شش گانه كه علماى حديث مى‏گويند يعنى شنيدن از استاد، خواندن بر استاد، شنيدن از ديگرى در حال خواندن آن بر استاد، با اجازه استاد آن را نقل كردن، و... (اربعين شيخ بهايى، ص  65و   66)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 17:42  توسط مجيد (مدیر وب)  | 

۱-امتحان وآزمايش بندگان:اصول كافي ،ج۲،ص۵۶۱

۲-گناهان بندگان:اصول كافي،ج۲،باب في الغيبه،حديث۳۱-بحارالانوار،ج۵۳،ص۱۷۷

۳-نبودن بيعت براي هيچ طاغوتي:مكيال المكارم،ج۱،ص۱۵۸

۴-جاري ساختن سنتهاي غيبت امامان:مكيال المكارم،ج۱،ص۱۵۹

۵-نبودن بيعت هيچ طاغوتي بر حضرت:علل الشرايع،ص۱۴۷

تمام اين موارد تنها علل غيبت امام عصراست.اما حكمت اصلي غيبت را فقط خدا مي داند وحكمت

آن معلوم نخواهد شد مگر بعد از ظهور،دراين زمينه پيامبراكرم(ص)خطاب به جابربن عبدالله انصاري

مي فرمايد:ان هذا امر من امرالله ،وسر من سرالله،...(اعلام الوري،ص۳۹۹،بحارالانوار،ج۵۲،ص۹۱)

يعني امر ظهور جزء اسرار خداوند است .وحكمت آن معلوم نيست.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 20:35  توسط   | 

شرايط تشرّف

براى تشريف به خدمت حضرت بقية الله الاعظم آداب و شرائطى لازم است كه معمولا جنبه ى زمينه سازى براى ديدار ايشان را فراهم مى سازد.

به عنوان نمونه يكى از شرائطى كه جهت تشرف به خدمت حضرتش بیان مى شود، موضوع اضطرار است يعنى شخص به گونه اى خود را در مشكلات احساس كند كه دريابد هيچ نيرويى نمى تواند او را نجات دهد مگر آنكه متصل به نيروى بى پايان الهى باشد كه جلوه ى بازر آن وجود مقدس حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف مى باشد.

وقتى انسان به اين مرحله رسيد كه اميدش از همه جا قطع شد و مرگ را در چند قدمى خود ديد، واقعاً احساس اضطرار مى نمايد. در اين لحظه متوجّه نيرويى خواهد شد كه مى داند مطمئناً توانايى نجات او را دارد كه همان خداوند تبارك و تعالى است كه توسط نماينده و خليفه خود در زمين يعنى حضرت مهدى(عليه السلام) إعمال قدرت مى نمايد.

از اين رو علما فرموده اند اگر كسى در بيابانى خشك و بى آب گرفتار شود و راه را گم كند، هر چند جستجو كرده و به دور دست نگاه مى كند اثرى از آبادى نمى يابد. در اين حالت تشنگى و گرسنگى بر او غلبه كرده احساس مى كند تا لحظاتى ديگر مرگ او فرا مى رسد، اميدش از همه قطع شده تنها به امداد و كمك خداوند اميدوار است. در اين لحظه است به اضطرار حقيقى رسيده به همين جهت اگر مولايش را صدا بزند و بگويد:

«يا اباصالح المهدى ادركنى»

بى شك نجات پيدا كرده انشاء الله موفق به ديدار حضرتش نيز مى گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 2:52  توسط مجيد (مدیر وب)  | 

                                     السلام علیک یا بقیِه الله

 سيد عبدالکريم پيرمرد کفاش معاصري بود که در تهران زندگي ميکرد. بسياري از بزرگان معتقد بودند حضرت ولي عصر عليه السللام به حجره کوچک او رفت و آمد دارد ايشان به يکي از دوستان گفته بود:

روزي حضرت از من سئوال فرمودند:

«سيد عبدالکريم اگر يکروز ما را نبيني چه مي کني؟»

من عرض کردم: آقا جان ميميرم.

حضرت فرمودند: «اگر اينگونه نبود ما نمي آمديم.»

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 2:33  توسط مجيد (مدیر وب)  | 

عصر ظهور

 آنگونه که از متون اسلامی استفاده می‌گردد، در عصر ظهور برکات و نعم فراوانی بر اهل زمین آشکار می‌گردد. این برکات و نعم را در حالت کلی می‌توان به دو دسته تقسیم نمود:

الف) برکات مادی                        ب) برکات معنوی

که در زیر، با رعایت اختصار به عده‌ای از آنان اشاره می‌گردد:

1-     برقراری عدالت:

او مظهر عدلی است که همگان منتظر اویند، در زمان او عدل چون نور خورشید به درون خانه افراد نفوذ می‌کند و عدالت او شمول داشته و افراد بدکار و نیکوکار را فرا می‌گیرد؛ همچنین با ظهور او کتابهای آسمانی انبیای گذشته، بدون هیچ انحرافی عرضه می‌گردد و او بین اهل تورات با تورات و بین اهل انجیل با انجیل و با اهل قرآن با قرآن قضاوت می‌کند. درآن دوران حق هر کس به او بازگردانده می‌شود.

2-      ایجاد امنیت:

در زمان حکومتش امنیت در سرتاسر زمین تامین می‌شود؛ اشرار هلاک خواهند شد؛ فتنه‌گرها و غارتگرها نابود می‌شوند و در راهها امنیت کامل برقرار می‌گردد.

3-     رغبت و رو آوردن مردم و اهل ادیان به دین و دیانت:

براساس شیوه مناسب دعوت آن حضرت، مردم با میل و رغبت به دین و عبادت خداوندی روی می‌آورند و رانده‌شدگان از دین به سوی آشیانه‌های آرام‌بخش خویش بازمی‌گردند و در حکومت او بدعتها و بی‌دینی‌ها و ستمگری‌ها ریشه‌کن می‌گردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 1:22  توسط مجيد (مدیر وب)  |